اجرای خطمشی یکی از پیچیدهترین، چندلایهترین و حساسترین مراحل چرخه خطمشی عمومی است؛ مرحلهای که در آن نیات سیاستگذاران باید از سطح تصمیم به عمل تبدیل شوند. بهتدریج، رویکردهای نوینی همچون «اجرای شبکهای» و «حکمرانی مشارکتی» ظهور کردهاند که اجرای خطمشی را نه یک جریان خطی، بلکه فرایندی تعاملی و سیستمی میدانند. ازاینرو، این موضوع در تعالی صنعت بیمه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
بر اساس یافتههای پژوهشی، اجرای موفق خطمشیهای بیمه مستلزم فراهم بودن الزامات نهادی، مدیریتی، قانونی، مالی، فناورانه و انسانی، بهکارگیری راهبردهای مناسب در حوزه برنامهریزی، مدیریت، هماهنگی، توسعه ظرفیتها و بهبود فرایندها و در نهایت دستیابی به پیامدهایی نظیر ارتقای کیفیت خدمات، افزایش کارایی، پایداری مالی، بهبود حکمرانی، افزایش رضایت ذینفعان و توسعه نظام بیمه سلامت است. لازم به ذکر است این مدل در حوزه بیمههای بازرگانی نیز با تغییراتی قابل تعمیم است.
در این راستا، تقویت سازوکارهای هماهنگی میان سازمان بیمه سلامت، وزارت بهداشت، سازمان برنامه و بودجه، سازمانهای بیمهگر و مراکز ارائهدهنده خدمات سلامت ضروری است. تشکیل کمیتههای دائمی اجرای خطمشی، تعیین مسئولیتهای شفاف برای هر دستگاه و ایجاد نظام پاسخگویی مشترک از جمله اقداماتی است که میتواند به تحقق این هدف کمک کند.
استقرار نظام پایش و ارزیابی مستمر اجرای خطمشیها نیز از دیگر ضرورتهاست. این نظام باید مبتنی بر شاخصهای عملکردی مشخص، گزارشهای دورهای، داشبوردهای مدیریتی و ارزیابی مستمر نتایج باشد تا انحرافات اجرایی بهموقع شناسایی و اقدامات اصلاحی در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود.
توسعه زیرساختهای هوشمند و یکپارچه فناوری اطلاعات نیز باید مورد توجه قرار گیرد. توسعه سامانههای هوشمند بیمهای، یکپارچهسازی بانکهای اطلاعاتی، تکمیل پرونده الکترونیک سلامت، توسعه نسخهنویسی الکترونیک و استفاده از تحلیل کلاندادهها از جمله اولویتهای سازمان بیمه سلامت در این زمینه است.
توانمندسازی سرمایه انسانی و توسعه شایستگیهای مدیریتی، از دیگر الزامات اجرای موفق خطمشیهای بیمه به شمار میرود. اجرای این خطمشیها مستلزم برخورداری از نیروی انسانی توانمند و مدیران آشنا با اصول سیاستگذاری و مدیریت اجرای خطمشی است. ازاینرو، طراحی و اجرای برنامههای آموزشی مستمر برای مدیران و کارشناسان در زمینه مدیریت خطمشی عمومی، مدیریت تغییر، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، مدیریت پروژه، تحلیل داده و ارزیابی عملکرد ضرورت دارد.
نهادینهسازی تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و مدیریت دانش نیز میتواند نقش مؤثری در اجرای خطمشیهای بیمه داشته باشد. تصمیمات مربوط به طراحی و اجرای این خطمشیها باید بر پایه دادههای معتبر، نتایج پژوهشهای علمی و تحلیل شاخصهای عملکرد اتخاذ شود. ایجاد بانک دانش سازمانی، مستندسازی تجربیات موفق و ناموفق، تشکیل گروههای تخصصی تحلیل سیاست و استفاده از ظرفیت دانشگاهها و مراکز پژوهشی میتواند کیفیت تصمیمگیری را ارتقا داده و احتمال موفقیت اجرای خطمشیها را افزایش دهد.
علیرضا فتحی / کارشناس شعبه تخصصی خسارت اتومبیل بیمه آسیا در کرج