2
آخرین خبرها
سه شنبه 22 ارديبهشت 1405


نقدینه - بررسی روند بازارهای مالی در حدود ۷۰ روز گذشته نشان می‌دهد دارایی‌ها به‌طور محسوسی به دو گروه برنده و بازنده تقسیم شده‌اند؛ در حالی که دلار، صندوق‌های طلا و برخی کالاها بازدهی قابل توجهی ثبت کرده‌اند، بازار سهام با افت نقدشوندگی و ابهام‌های سیاسی تحت فشار قرار گرفته است. همزمان داده‌های قیمتی از شکل‌گیری حباب منفی در طلای داخلی حکایت دارد؛ به‌طوری که قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۵ درصد پایین‌تر از ارزش ذاتی آن معامله می‌شود.


به گزارش پایگاه خبری نقدینه ،  بررسی روند بازارهای مالی در حدود ۷۰ روز گذشته نشان می‌دهد که دارایی‌ها به‌طور محسوسی به دو دسته برنده و بازنده تقسیم شده‌اند؛ به‌طوری‌که بازارهای دلاری و کالایی بیشترین بازدهی را تجربه کرده‌اند، در حالی که بازار سهام و برخی فلزات گران‌بها با افت یا رکود مواجه بوده‌اند.

در این بازه زمانی، دارایی‌هایی که وابستگی مستقیم‌تری به نرخ ارز و قیمت‌های جهانی دارند، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. دلار که در ابتدای این دوره با کاهش مقطعی روبه‌رو شده بود، در ادامه مسیر صعودی خود را از سر گرفت و موفق شد سقف تاریخی جدیدی را ثبت کند. این روند افزایشی، همزمان با رشد تورم و افزایش قیمت برخی کالاهای جهانی، زمینه رشد قابل توجه در بازارهای کالایی را فراهم کرد.

در میان این بازارها، صندوق‌های مبتنی بر طلا از جمله دارایی‌هایی بودند که توجه زیادی را به خود جلب کردند. در برخی مقاطع، بازدهی صندوق‌های طلا حتی از مرز ۳۰ درصد نیز عبور کرد. رشد قیمت جهانی طلا، افزایش نرخ ارز و تقویت انتظارات تورمی از جمله عواملی بودند که به تقویت این صندوق‌ها کمک کردند. در کنار آن، صندوق‌های کالایی دیگر مانند صندوق‌های مرتبط با زعفران و برخی صندوق‌های چندکالایی نیز از این روند صعودی بی‌نصیب نماندند و بازدهی قابل توجهی را ثبت کردند.

افزون بر این، برخی بازارهای کالایی داخلی نیز همگام با موج تورمی حرکت کردند. بازارهایی مانند خودرو، قیر و میلگرد در این مدت افزایش قیمت قابل توجهی را تجربه کردند؛ موضوعی که عمدتاً ناشی از رشد هزینه‌های تولید، افزایش قیمت مواد اولیه و اثرگذاری نرخ ارز بر ساختار قیمت‌ها بوده است.

در مقابل این روند، بازار سهام یکی از دشوارترین دوره‌های خود را در ماه‌های اخیر پشت سر گذاشت. تعطیلی‌های طولانی‌مدت، کاهش نقدشوندگی و افزایش ابهامات سیاسی و اقتصادی، فضای معاملات را تحت فشار قرار داد و موجب شد بسیاری از نمادها با کاهش قیمت و افت حجم معاملات مواجه شوند. در چنین شرایطی، بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح دادند سرمایه خود را از بازار سهام خارج کرده و به سمت دارایی‌های امن‌تر یا نقدشونده‌تر حرکت کنند.

در بازار فلزات گران‌بهای داخلی نیز شرایط یکسانی حاکم نبود. سکه طلا که در دوره‌های قبل از حباب قیمتی قابل توجهی برخوردار شده بود، در هفته‌های اخیر با تخلیه بخشی از این حباب مواجه شد. در همین حال، نقره نیز عملکردی ضعیف‌تر از انتظار داشت و بازدهی منفی را ثبت کرد.

با این حال، مهم‌ترین تحول کنونی در بازار طلا به شکل‌گیری پدیده‌ای قابل توجه مربوط می‌شود؛ یعنی ایجاد حباب منفی در طلای داخلی. بر اساس برآوردهای قیمتی، با در نظر گرفتن نرخ دلار در محدوده حدود ۱۸۰ هزار تومان و قیمت اونس جهانی طلا در حوالی ۴۷۰۰ دلار، ارزش ذاتی هر گرم طلای ۱۸ عیار در بازار داخلی باید در محدوده‌ای نزدیک به ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قرار داشته باشد.

با وجود این محاسبات، معاملات بازار در حال حاضر در سطحی حدود ۱۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان انجام می‌شود؛ رقمی که نشان می‌دهد قیمت بازار حدود ۵ درصد پایین‌تر از ارزش ذاتی برآورد شده قرار دارد. چنین فاصله‌ای در ادبیات بازار به عنوان «حباب منفی» شناخته می‌شود.

براساس این گزارش، این نوع اختلاف قیمتی معمولاً توجه بازیگران بزرگ بازار را به خود جلب می‌کند. در چنین شرایطی، به دلیل ارزان‌تر بودن طلا در بازار داخلی نسبت به قیمت‌های جهانی، احتمال افزایش تقاضا برای خرید و حتی انتقال طلا به بازارهای منطقه‌ای مطرح می‌شود. این موضوع می‌تواند در نهایت به کاهش فاصله قیمتی و بازگشت قیمت‌ها به سطح ارزش ذاتی منجر شود.

از سوی دیگر، برخی این وضعیت را به عنوان یک سیگنال میان‌مدت برای سرمایه‌گذاران تلقی می‌کنند. در اقتصادی که با رشد نقدینگی بالا، روند صعودی نرخ ارز و ریسک‌های سیاسی قابل توجه مواجه است، باقی ماندن طولانی‌مدت چنین شکاف قیمتی چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. تجربه دوره‌های گذشته نیز نشان داده که اختلاف میان قیمت بازار و ارزش ذاتی طلا معمولاً در نهایت با افزایش قیمت یا رشد تقاضا تعدیل می‌شود.

با این حال، تصمیم‌گیری در چنین فضایی نیازمند احتیاط و تحلیل دقیق است. بازارهای مالی در شرایطی قرار دارند که نه اخبار مثبت به طور کامل قابل اتکا هستند و نه اخبار منفی الزاماً به معنای تداوم روند نزولی خواهند بود.

در چنین فضایی، مهم‌ترین راهبرد برای فعالان بازار فاصله گرفتن از هیجانات کوتاه‌مدت و تکیه بر تحلیل‌های بنیادی و واقعیت‌های اقتصادی است. سرمایه‌گذارانی که تصمیم‌های خود را بر پایه داده‌ها و تحلیل اتخاذ می‌کنند، معمولاً در بلندمدت عملکرد باثبات‌تری نسبت به کسانی دارند که تحت تأثیر موج‌های هیجانی بازار حرکت می‌کنند.

<###dynamic-0###>

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری نقدینه است.